سفید امروز
نکوهش چاپلوسی از حاکمان
تا توانی با پر هیزکاران و راستگویان بپیوند و آنان را چنان پرورش ده که تو را فراوان نستایند و تو را برای اعمال زشتی که انجام نداده ای تشویق نکنند، که ستایش بی اندازه، خودپسندی می آورد و انسان را به سرکشی وا می دارد.
نهج البلاغه، نامه 53 (نامه امیرالمومنین به مالک اشتر)
سیاه امروز
نفرات برتر مسابقه پاچه خواری در دولت نهم
اعتماد ملی در ستون حافظه تاریخی خود نوشت:
احمدینژاد از دیدگاه حامیانش
19/05/88* غلامحسین الهام، سخنگوی دولت: ارتباط من با احمدینژاد اعتقادی است و بهگونهای نیست که تمامشدنی باشد.
31/04/88 * اسفندیار رحیممشایی، رئیس دفتر رئیسجمهور: استعداد بسیار بالا، هوش فراوان که مبتنی به ایمان عمیق ایشان به خدا، دین و امام زمان(عج) از ویژگیهای رئیسجمهور ماست. امام زمان حامی محمود احمدینژاد است.
06/04/88* حمید مولانا، مشاور احمدینژاد: تاکنون هیچکس را در دنیا ندیدهام نقشی را که دکتر احمدینژاد در چهار سال اخیر در صحنه بینالملل برای ایران و مسلمانان و عدالتخواهان دنیا ایفا کرده، انجام بدهد.
12/03/88* پرویز داوودی، معاون اول رئیسجمهور: میبینید که چگونه مردم شیفته ما شدهاند و اسم محمود احمدینژاد را روی کودکانشان میگذارند.
18/06/87* مهدی صفری، معاون وزیر امورخارجه: احمدینژاد ایران را در دنیا به عنوان یک شاخص اقتدار تبدیل کرد و من به عنوان عضوی از این مجموعه به خود میبالم.
خبر مهمی که رجانیوز، ناشیانه فاش کرد:
لاریجانی پیروزی موسوی را
شب شمارش آراء تبریک گفته بود!
رجانیوز، روز گذشته به نقل از یکی از نمایندگان مجلس که نامش را اعلام نکرده مطالبی را در باره موضع گیری های انتخاباتی علی لاریجانی رئیس مجلس منتشر کرد. این نوع مطالب علیه لاریجانی، مقدمه رویاروئی های آینده مجلس و احمدی نژاد بر سر ترکیب کابینه است. همانگونه که هشدار حبیب الله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان رهبر در همین چارچوب بود.
اما در مطلب منتشر شده در رجانیوز دو نکته مهم وجود دارد که در حقیقت دو اعتراف مهم است.
1- رجانیوز که سخنگوی احمدی نژاد است و از سوی مصباح یزدی نیز حمایت می شود راست و پوست کنده گفت که رهبری در سفر به کردستان، که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری انجام شد، نظر خود را درباره ضرورت رای دادن به احمدی نژاد گفته بود و لاریجانی این نظر را مراعات نکرده و یا درک نکرده بود! عین جمله رجانیوز چنین است: "با اینکه افراد معمولی جامعه هم موضع رهبری را از فرمایشات ایشان به خصوص در سفرشان به استان کردستان درک کرده بودند، اما آقای لاریجانی مسیر دیگری را رفت و هزینه زیادی به کشور و نظام تحمیل کرد."
بدین ترتیب....(خودتان برداشت خودتان را بجای سه نقطه بخوانید)
2- در بخش دیگری از این مطلب، از لاریجانی انتقاد می شود که چرا در شب و به ادعای رجانیوز "غروب" روز 22 خرداد، لاریجانی به موسوی تلفن کرده و پیروزی وی را تبریک گفته است.
عین جمله رجانیوز چنین است: "کاری که ایشان بعد از ظهر روز اخذ رأی کرد و تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوریاش تبریک گفت، قابل گذشت نیست..."
از آنجا که لاریجانی بعنوان رئیس مجلس فرد کم اطلاع و بی ارتباط با ارگان های مختلف نظامی و غیر نظامی جمهوری اسلامی نیست ، تلفن او به موسوی و گفتن تبریک پیروزی به وی، هرگز نمی توانست بدون اطلاع دقیق از شمارش آراء و گزارش اولیه وزارت کشور مبنی بر پیروزی موسوی باشد.
نظرات ()
سفید امروز
نهی امیرالمومنین علی علیه السلام از ظلم حاکمان جامعه بر مردم :
وَ لَیسَ شَیٌ اَدعیَ الی تَغییرِ نِعمَةِ اللهِ وَ تَعجیلِ نِقمَتِهِ مِن اِقامَةٍ عَلی ظُلمٍ، فَانّ اللهَ سَمیعٌ دَعوَةَ المَظلومینَ و هُوَ للظّالِمِینَ بِالمِرصادِ.
و چیزی چون ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نمی کند و کیفر او را نزدیک نمی سازد ، که خدا دعای ستمدیدگان را می شنود و در کمین ستمکاران است.
نهج البلاغه/نامه53(نامه امیرالمومنین به مالک اشتر)
واما مطلب امروز نوشته ایست از حجه الاسلام محمد مطهری فرزند استاد شهید مرتضی مطهری
دفاع از نظام اسلامی به هر وسیله؟!!
به جرأت میتوان گفت که قاطبه افراد غیرمغرضی که در سی سال گذشته با انقلاب قهر کردهاند، به دلیل یک واژه سه حرفی بوده است: «ظلم». این افراد، یا ظلمی بر خودشان رفته و فریادرسی ندیدهاند، و یا ظلمی آشکار در حق یک فرد ـ مانند آنچه در جریان بازجویی وحشتناک بر همسر سعید امامی رفت ـ شاهد بودهاند، ولی هر چه به انتظار نشستهاند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در این زمینه بسیار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده میکنم.
1. دفاع از یک نظام اسلامی با توسل به شیوههای غیراسلامی و بلکه غیرانسانی، همان قدر موفقیت آمیز است که کسی بخواهد با شرابخواری از سنت نبوی پاسداری کند. برخی رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقایع اخیر و خانواده هایشان گواهی میدهد که گروهی پرنفوذ ـ که حفظ آبرویشان تضمین شده است ـ برای اینکه به خیال خودشان چشم فتنه را در بیاورند مجاز به هر نوع ظلمی هستند حتی اگر چیزی از آبروی انقلاب و امام باقی نگذارند.
2. به نظر میرسد که در کشور ما همه مسائل، جز یک مسأله، قابل چشم پوشی و یا اهمال است حتی آنجا که پای یک حکم اسلامی و یا روحانیت در میان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام «امنیتی» به خود بگیرد، به طوری که تقاضای اجرای عدالت در مورد یک مساله امنیتی از سوی هر کس، مساوی است با همسو خوانده شدن با اسرائیل.
به همین دلیل است که برای آزرده نشدن برادران اروپایی حکم قطع دست سارق (در شرایط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمیشود و حتی در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نوامیس مردم به خاطر اعتراض کشورهای غربی کوتاهی صورت میگیرد (چون این مسائل «امنیتی» نیست و بنابراین میتوان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادی چون زهرا بنی یعقوب در زندان اگر تمام آبروی اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مسألهای نیست چون پای دردانههای امنیتی در میان است. باز از همین روست که فیلم «مارمولک» با اینکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانیت را داشت از سوی کارشناسان امنیتی بی اشکال اعلام شد اما فیلم «به رنگ ارغوان» که در مورد یک مأمور امنیتی است به خاطر ممانعت آنان جواز نمایش نمیگیرد.
3. هنوز پس از سی سال معلوم نیست که وظیفه نخبگان و مردم در قبال ظلمهای مشهود در نظام اسلامی چیست؟ من نمیدانم که چرا باید درباره رابطه میان جمهوریت و اسلامیت صدها کتاب و مقاله نوشته شود اما موضوع مهمی مانند وظیفه مسئولان، علما و مردم در قبال ظلمها در یک نظام اسلامی، مورد توجه قرار نگیرد؟ حضرت امام (ره) در وصیتنامه خویش در مورد ترویج فساد چنین هشدار دادند که «مردم به دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند». البته به مخیله امام هم خطور نمیکرد که بتوان برخی افراد بازداشتی در جمهوری اسلامی را به بهانه شرایط امنیتی، بدون محاکمه مستقیما از اتاق بازجویی روانه قبرستان کرد و الاّ چه بسا امام در وصیت نامه خود راه حلهایی در این مورد ارائه میداد.
4. افراد بازداشت شده حتی اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نباید با خانواده هایشان چنین رفتار میشد. این دیگر چه صیغهای است که وقتی کسی بازداشت میشود افراد خانواده اش باید گاهی تا چند هفته سراسیمه در بیمارستانها و پزشکی قانونی سرگردان باشند و یا در اطراف زندانها تنها برای گرفتن کوچکترین اطلاعی از محل نگهداری آنان ضجه زده و التماس کنند و کسی پاسخگو نباشد و نهایتا منتظر تماس یک فرد ناشناس بمانند؟ (مگر آنکه قصدی در تکثیر مخالفان نظام در میان باشد).
در مقابل، وقتی گروهی از نمایندگان مجلس، در سایت خود از خانوادههای بازداشت شدگان میخواهند به آنان مراجعه کرده شاید بتوانند آنها را در پیداکردن عزیزانشان یاری کنند بلافاصله آن سایت فیلتر میشود! آیا این همان "آزادی تقریبا مطلق" در ایران است که چندی پیش رئیس جمهور در جواب خبرنگار خارجی از آن سخن میگفت؟ داستان مکرر چگونگی رفتار با خانوادههای جان باختگان و تعهدات اجباری هنگام تحویل جنازه از جمله اینکه «هیچ شکایتی نداریم»، خود حکایت جانسوز دیگری است.
5. عمل به قانون هم مثل خیلی چیزهای دیگر جناحی شده است. خلاف قانون، فقط این نیست که کاندیدایی به حکم شورای نگهبان تمکین نکند. نمیشود در این مورد فریاد را به عرش رساند اما در قبال هرگونه رفتار غیرقانونی با مردم معترض ـ که با اندک محبتی میتوانستند قاطبه آنان را جذب کنند ـ سکوت کرد. چنانکه پیش از این نیز گفته ام اگر نظام ما با برخی از آنچه تحت لوای «حفظ نظام» صورت میگیرد سقوط نکند بسیار بعید است که با عامل دیگری، حتی حمله نظامی از پا درآید.
6. میان «جمع کردن» یک بحران با «حل کردن» آن تفاوت بسیار است. اولی از کسانی برمی آید که به هر مساله تنها به دید امنیتی مینگرند و دومی کار افراد بصیر و دلسوزی است که دیدی جامع به مسائل داشته و راه حلهای امنیتی را آنهم بدون وقوع هیچ ظلمی آخرین گزینه میدانند نه اولین گزینه. با ظلم میتوان یک مسأله را جمع کرد اما نمیتوان آن را حل کرد. در یک نظام مردمی همیشه راه حل غیر امنیتی مقدم و بسیار کارساز است.
روشن نیست افرادی که خود را «دشمن شناس» میدانند چگونه درباره این کارخانههای بزرگ ضد انقلاب سازی که حتی از به کام مرگ فرستادن فرزند یک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابایی ندارند، از رد پای دشمن در بازداشتگاهها سخن به میان نمیآورند؟ به راستی کسانی که با فرزند یک مقام مسئول این میکنند با جوانان بی نام و نشان چه میکنند؟
این را هم باید اضافه کرد که ما امروز «دشمن شناس» خودخوانده زیاد داریم. عدهای توجه ندارند که به ویژه در هنگام بحرانها، دشمنشناسی تنها از معدود افراد بصیر، عالم و متقی بر میآید و نباید اجازه داد یکی با دسترسی به شنود، دیگری با خواندن چند بولتن محرمانه، سومی برای تسویه حسابهای شخصی، چهارمی با تفسیرهای سودجویانه تحلیلهای بیگانگان و پنجمی برای خودشیرینی یا شهوت پست و مقام، خود را «دشمن شناس» جا بزنند.
این به اصطلاح دشمن شناسان، که اخیرا آیت الله استادی گروهی از آنان را به نقد کشید، به دلیل قضاوت بر اساس جناح بازی ـ که به عقیده من نوعی شرک است ـ عملا بسیاری از طرفداران واقعی انقلاب اسلامی، از مردم عادی گرفته تا دیگران را نه تنها از انقلاب که گاهی از اسلام هم بیزار کرده و میکنند و در عمل ولو با نیت خیر، خیانتی را انجام میدهند که از هیچ دشمنی بر نمیآید.
7. کسی نمیتواند خود را پیرو ولایت فقیه بداند و در عین حال در مورد ظلمهایی که نهایتا کل نظام اسلامی را به نابودی خواهد کشاند بی تفاوت بماند، مگر آنکه پیامبر (ص) را ـ نعوذ بالله ـ دروغگو بپندارد. به فرموده پیامبر (ص)، ظلم یک حکومت را نابود میکند و حتی کفر چنین اثری ندارد. بنابراین هر کس نسبت به رهبر انقلاب ارادت بیشتری دارد باید نسبت به ظلم به مردم که در واقع، خطری است که رهبری و کل نظام را تهدید میکند بیشتر فریاد بزند. کسی که در شرایط فعلی تنها دم از اطاعت از رهبری میزند و در عین حال بر این ظلمها چشم میبندد چاپلوس رهبری است نه مطیع و مرید او.
چه اتفاقی باید بیفتد که قاطبه علما که خود نیز برای استقرار و دوام نظام زحمتها کشیدهاند فارغ از جناح بندیها و دعواهای انتخاباتی در مقابل این ظلمها واکنش جدی نشان دهند؟ آیا برای مردم قابل قبول است که برای فوت یک عالم دست چندم ـ که البته تکریمشان واجب است ـ چندین اطلاعیه از سوی علما در کمتر از 24 ساعت صادر شود ولی برای مرگ چند جوان در بازداشتگاههایی که هیچ کس مسؤولیت آن را نمیپذیرد سکوت پیشه شود؟ نقش روحانیت در نظام اسلامی تملق گویی نسبت به نظام نیست، بلکه همان طور که شهید مطهری تاکید داشت ـ و البته تا حد زیادی مغفول ماند ـ رویکردی نظارتی و منتقدانه با تکیه بر عدالت است.
در اینجا ذکر دو مطلب لازم است. اول آنکه آنچه گفته شد، نه به معنای نادیده گرفتن خدمات قاطبه دست اندرکاران امنیت کشور است که بدون توسل به ظلم، خدمات زیادی برای مردم انجام داده و میدهند و نه به معنای عدم لزوم مجازات سنگین برای آشوبگران واقعی که بسیار هم اندک بودهاند. دیگر آنکه راه حلهایی از قبیل تشکیل چند کمیته رسیدگی ـ که متاسفانه تا قبل از کشته شدن فرزند یکی از مسئولان صورت نگرفت ـ اگر قرار است نهایتا به تهیه چند گزارش «خیلی محرمانه» و ارسال آن برای مسئولان بینجامد، هیچ کمکی به باور مردم به مقابله جدی با این فجایع نخواهد کرد و شاید تشکیل ندادنش مفیدتر باشد زیرا برای مردم امید واهی ایجاد میکند.
روشن است که مرحوم محسن روح الامینی تنها مقتول مظلوم نبود گر چه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام دیگر مانند سهراب و اشکان نشنیدهایم، اما آنچه مسلم است هر کس به ظلم کشته شده باشد در قیامت کبری با کفن خونین راه را بر مسببان و نیز سکوت کنندگانی مانند نویسنده خواهد بست. به سبب سیاست خبری موجود، کسی نمیداند آیا مثلا آنچه در مورد افراد بیکسی مانند «ترانه موسوی» دهان به دهان میگردد راست است؟ خانواده وی که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگیر شده به کجا باید مراجعه کنند؟ متأسفانه سیاست خبری رسانه ملی هر خبری را باورپذیر کرده است.
آیا رسانه ملی در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقی خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمین را معرفی خواهد کرد؟ اگر چنین باشد امیدی به عدم تکرار اینگونه فجایع هست اما به نظر میرسد این رسانه، فعلا موظف به رصد کردن ظلم در جهان به جز ایران است آنهم در مورد کشورهایی که با ایران مشکل سیاسی دارند.
شربینی که توسط یک «شهروند» آلمانی در یک کشور سکولار کشته شد و در بیش از 200 بخش خبری در کشورمان از او یاد شد بسیار مظلوم بود، اما آیا یک جوان ایرانی که در یک اعتراض آرام خیابانی دستگیر شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبری ـ آن هم در کشوری که خود را پرچمدار استقرار عدالت در جهان میداند ـ از بازداشتگاه بیرون میآید صدها بار مظلومتر از شربینی نیست؟
اینکه بیگانگان در حوادث اخیر دست داشتند یا نداشتند، نقشه قبلی یا انقلاب مخملی در کار بود یا نبود، نظام در خطر بود یا نبود، مسبب اولیه و ثانویه این بود یا آن، اینها بر فرض صحت، هیچکدام مجوز سر سوزنی ظلم به کسی نمیشود. در اسلام رعایت عدالت نسبت به قاتل امیر المؤمنین (ع) هم واجب است.
نظرات ()
سفید امروز
نهی امیرالمومنین علی علیه السلام از ظلم حاکمان جامعه بر مردم :
وَ لَیسَ شَیٌ اَدعیَ الی تَغییرِ نِعمَةِ اللهِ وَ تَعجیلِ نِقمَتِهِ مِن اِقامَةٍ عَلی ظُلمٍ، فَانّ اللهَ سَمیعٌ دَعوَةَ المَظلومینَ و هُوَ للظّالِمِینَ بِالمِرصادِ.
و چیزی چون ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نمی کند و کیفر او را نزدیک نمی سازد ، که خدا دعای ستمدیدگان را می شنود و در کمین ستمکاران است.
نهج البلاغه/نامه53(نامه امیرالمومنین به مالک اشتر)
واما مطلب امروز
|
متن پیاده شده نطق امروز احمد توکلی، نماینده مردم تهران، ری و شمیرانات در مجلس:
به مردم ظلم نکنیم تا نظام پایدار بماند
|
نظرات ()سفید امروز
نهی امیرالمومنین علی علیه السلام از ظلم حاکمان جامعه بر مردم :
وَ لَیسَ شَیٌ اَدعیَ الی تَغییرِ نِعمَةِ اللهِ وَ تَعجیلِ نِقمَتِهِ مِن اِقامَةٍ عَلی ظُلمٍ، فَانّ اللهَ سَمیعٌ دَعوَةَ المَظلومینَ و هُوَ للظّالِمِینَ بِالمِرصادِ.
و چیزی چون ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نمی کند و کیفر او را نزدیک نمی سازد ، که خدا دعای ستمدیدگان را می شنود و در کمین ستمکاران است.
نهج البلاغه/نامه53(نامه امیرالمومنین به مالک اشتر)
سیاه امروز
واقعیتهای کهریزک چه وقت آشکار خواهد شد؟
کلیگویی مسئولان و روشن نکردن واقعیتهای بازداشتگاه کهریزک، سبب شده است تا ضمن تقویت احساس بی اعتمادی مردم، داستان سراییهایی درباره آنچه در این بازداشتگاه رخ داده، صورت پذیرد که به شدت افکار عمومی را تخریب میکند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، پس از آنکه رهبر انقلاب در دستوری ویژه خواستار پیگیری وضعیت بازداشتگاه کهریزک شدند، آن وقت مشخص شد که پشت پرده این بازداشتگاه حوادث هولناکی رخ داده است که بیان آنها اعتراضات شدیدی را به دنبال داشت.
هرچند در روزهای نخست، همه ارگانها تلاش میکردند تا خود را از مدیریت این بازداشتگاه مبری بدارند، اما سرانجام پس از چند روز نیروی انتظامی مسئولیت آن را پذیرفت و با چند روز تاخیر، بار دبگر در بیانیه ای هر چند کلی، تلاش کرد این گونه اعلام کند که با مأموران خاطی برخورد خواهد شد؛ هرچند که در پایان همین بیانیه، مقصران اصلی این رخدادها را «اغتشاشگران» و «تحریککنندگان» نامید.
در آغاز این بیانیه آمده است: به دنبال دستور مقام معظم رهبری مبنی بر تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و بررسی حوادث بازداشتگاه توسط هیأت ویژه شورای عالی امنیت ملی، به دستور فرمانده نیروی انتظامی تیم ویژهای توسط بازرسی کل ناجا، همزمان مسئول پیگیری موضوع شد.
نکتهای که در این بخش بیانیه اذهان عمومی را درگیر کرده، این است که آیا نظارت بر بازداشتگاههای نیروی انتظامی در حیطه وظایف بازرسی کل ناجا نبوده و اینکه آیا تاکنون گزارشی از این بازداشتگاه به اطلاع مسئولان نیروی انتظامی نرسیده است؟ یا اینکه آیا آن زمان که به دلیل اشباع بودن دیگر بازداشتگاهها به اجبار تعدادی از افراد را به این بازداشتگاه منتقل کردهاند، مسئولان نیروی انتظامی در جریان نبودهاند و اینکه چه مقامی در نیروی انتظامی این دستور را صادر کرده است؟
اینها بخشی از پرسشهایی است که این روزها در محافل عمومی مطرح میشود و البته پرسشهای دیگری که در ادامه این گزارش به آنها پرداخته خواهد شد.
بنا بر این گزارش، در بندهای چهارگانه آخرین اطلاعیه ناجا درباره وضعیت بازداشتگاه کهریزک و مسائل پیرامون آن مواردی تأملبرانگیز به چشم میخورد، مانند اینکه: شماری از دستگیرشدگان اغتشاشات 18 تیر به زندان اوین برده میشوند، ولی به خاطر محدودیت پذیرش، تعدادی از آنها به صورت موقت به بازداشتگاه کهریزک منتقل میشوند که با توجه به شرایط یادشده اصولا اعزام بازداشتیها به این بازداشتگاهها درست نبوده است. یا اینکه: محدودیت پذیرش بازداشتگاه و اضافه شدن دستگیرشدگان 18 تیر باعث تراکم جمعیت در بند بازداشتیها شده و شرایط نامساعد زیستی و بهداشتی موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم میآورد.
در بخش دیگر این بیانیه آمده است: برابر بررسیهای انجام شده و مصاحبه با بازداشتشدگان و مطلعان، سهلانگاری و تخلف تعدادی از مسئولان، مأموران و کارکنان بازداشتگاه کهریزک و ردههای نظارتی محرز میباشد؛ بنابراین ضمن تشکیل و تکمیل پرونده برای فرستاده شدن به مراجع قضایی برای افراد فوق اقدامات تنبیهی درونسازمانی به شرح ذیل اعمال شد: عزل و تنبیه مسئولان بازداشتگاه به دلیل پذیرش بازداشتشدگان بیش از ظرفیت بازداشتگاه، عدم انعکاس محدودیتها و مشکلات به سلسله مراتب، بیتوجهی و نبود نظارت و کنترل بر زیرمجموعه و عدم توجه به تدابیر ابلاغ شده در خصوص نحوه نگهداری و مراقبت از بازداشتشدگان.
- عزل و تنبیه دو نفر از مسئولانی که در انجام وظایف نظارتی و کنترلی کوتاهی و سهلانگاری داشتهاند.
- برخورد و تنبیه دو نفر از افسران نگهبان وقت به دلیل اقدام خودسرانه در تنبیه بدنی بازداشتشدگان.
ـ تنبیه انضباطی تعداد دیگری از مسئولان و مأمورانی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد شرایط به وجود آمده نقش داشتهاند."
هرچند اقدامات فرماندهی ناجا در رسیدگی به وضعیت این بازداشتگاه و تخلفات صورت گرفته،البته پس از دستور ویژه رهبری ،امر مثبتی است اما این بیانیه نکاتی را در خود دارد و از سوی دیگر نکاتی را مغفول گذارده که اکنون مورد پرسش از سوی جامعه و فعالان اجتماعی و سیاسی است.
نخست اینکه ناجا تاکنون رسما اعلام نکرده است که چند نفر از دستگیر شدگان حوادث اخیر را به این بازداشتگاه اعزام داشتهاند؟ دوم آن که آیا آزار و اذیت و ضرب و شتم بی رحمانه بازداشت شدگان تنها توسط دو افسر نگهبان صورت گرفته است؟ اگر بیش از این بوده است که البته معقول تر این است که بیش از دو نفر در چنین اقداماتی مشارکت کرده باشند،تکلیف دیگرخاطیانی که حتی اشاره ای به تعداد آنها هم نشده چه میشود؟ اینکه اگر رهبر انقلاب دستوری در باره رسیدگی به وضعیت این بازداشتگاه صادر نمی کردند آیا بازرسی ناجا نباید وارد عمل میشد؟ و اینکه چرا تا آن موقع هیچ گزارشی در این باره تهیه نشده است؟
این پرسشها به یقین با این هدف بیان میشود که تلاش کنیم حقی از مظلومی ضایع نشود؛ بنابراین آیا مکانیسمی از سوی نیروی انتظامی برای شکایت کسانی که در این بازداشتگاهها مورد ظلم، اهانت و بی حرمتی قرار گرفتهاند تعبیه شده است؟
در همین باره، حمیدرضا کاتوزیان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز گفته است: در مورد وقایع کهریزک یک بخش قتلهایی است که رخ داده و منجر به از بین رفتن تعدادی از جوانان این کشور شده است که در این موضوع قانون روشن و شفاف است و صرفنظر از بحث سیاسی باید مورد بررسی قرار گیرد.
این پرسش نیز که از سوی یک نماینده مجلس مطرح شده، از مواردی است که در بیانیه ناجا مغفول مانده است.
البته این بخش از سخنان کاتوزیان هم اهمیت خاصی دارد که گفته است: در این موضوع فرماندهی ناجا مسئول است و باید پاسخگو باشد و این را که عنوان شود نمیدانستیم، بنده درست نمیدانم؛ زیرا بارها گزارش روزانه به او داده میشود.
وی همچنین بیان داشته: در قانون کشور مشخص شده که چگونه باید با جانی برخورد شود، لذا اینکه بخواهند تنها دو نفر از افسران را بگیرند و بازداشت کنند، نه فرزندان خانوادهها زنده میشوند و نه توهینی که به نظام جمهوری اسلامی شده توسط این افراد، به این وسیله پاک میشود."
به نظر میرسد اکنون که موضوع بازداشتگاه کهریزک حساسیت افکار عمومی را برانگیخته جای آن دارد که فرمانده نیروی انتظامی یا یکی از مقامات ارشد آن، با حضور در رسانه ای مانند تلویزیون به طور شفاف و صادقانه، به بیان واقعیتهای موجود در باره بازداشتگاه کهریزک بپردازد زیرا اگر طبق ادعای مسئولان این نیرو تخلفات صورت گرفته تنها از سوی برخی عوامل انتظامی بوده و به عنوان یک رویه اعمال نمی شده است، این شفاف سازی خدمت به مأموران و تشکیلات نیروی انتظامی خواهد بود چرا که نگه داشتن جامعه در بی اطلاعی و ابهام، سبب داستان سراییها و انتشار شایعاتی غلو آمیز در خصوص وضعیت این بازداشتگاه و برخورد مأمورین با بازداشت شدگان خواهد شد که این موضوع نه برای نیروی انتظامی و نه وجهه نظام در عرصه ملی و بینالمللی خوشایند نخواهد بود.
بر پایه این گزارش، اکنون بسیاری از رسانههای بیگانه و برخی سایتهای اینترنتی با دادن اطلاعات و تحلیلهایی که به نظر میرسد، برخی از آنها بزرگنمایی شده است، ادعا میکنند دیگر بازداشتگاهها نیز وضعیت مشابه ای با کهریزک داشته و یا اینکه بازداشتگاههایی متعلق به این نیرو و یا سایر ارگانهاست که نظارتی بر آنها نبوده و وضعیتی مشابه کهریزک دارند.
بنابراین به نظر میرسد، شفاف سازی در این مورد خاص، با صراحت و صداقت از سوی مسئولان نیروی انتظامی ضمن آنکه به بازسازی وجهه آسیب دیده این نیرو در ماجرای این بازداشتگاه کمک خواهد کرد، حقی است که برای مردم و به ویژه آسیب دیدگان در این بازداشتگاه وجود دارد.
منبع: سایت تابناک
نظرات ()
سفید امروز
نهی امیرالمومنین علی علیه السلام از ظلم حاکمان جامعه بر مردم :
وَ لَیسَ شَیٌ اَدعیَ الی تَغییرِ نِعمَةِ اللهِ وَ تَعجیلِ نِقمَتِهِ مِن اِقامَةٍ عَلی ظُلمٍ، فَانّ اللهَ سَمیعٌ دَعوَةَ المَظلومینَ و هُوَ للظّالِمِینَ بِالمِرصادِ.
و چیزی چون ستمکاری نعمت خدا را دگرگون نمی کند و کیفر او را نزدیک نمی سازد ، که خدا دعای ستمدیدگان را می شنود و در کمین ستمکاران است.
نهج البلاغه/نامه53(نامه امیرالمومنین به مالک اشتر)
سیاه امروز
در این چند روز اخیر خصوصا پس از مرگ مرحوم محسن روح الامینی (فرزند مشاور دکتر محسن رضایی و از اساتید دانشگاه) در بازداشتگاه کهریزک بسیاری از حرفهایی که دهان به دهان نقل می شد و مسئولین هم دائما آن را رد می کردند و آن را شایعه سازی از طرف استکبار جهانی! و مخالفین دولت راستگوی!!! احمدی نژاد میدانستند به واقعیت تبدیل شد.
به خصوص اینکه مقام معظم رهبری پس از اطلاع از این وقایع دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را نیز دادند و در دو مرحله که آخرین بار آن در روز تنفیذ بود دستور برخورد بدون اغماض با مسببین را دادند.
اما برخورد مسئولین در مقابل این جنایت های انجام گرفته چیست؟
محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت کشور و به عنوان کسی که قسم یاد کرده که حافظ قانون اساسی و جان ومال و ناموس این مردم باشد پس از دستور مقام معظم رهبری چه اقدامی انجام داده است؟
رییس قوه قضاییه برای ستاندن داد خانواده های داغدیده و جوان از دست داده چه کرده است؟
اقدام رییس مجلس برای تشکیل کمیته ویژه نیز در نطفه خفه شد و کار به جایی رسید که بعضی از اعضای آن در پی کارشکنی ها ی بعضی ها!!! از این کمیته استعفا دادند.
حالا به توجیهات فرمانده نیروی انتظامی توجه کنید:
فرمانده ناجا:
مرگ تعدادی از بازداشتشدگان درکهریزک براثر ضربوشتم نبوده است!!!
ایسنا:
سردار احمدی مقدم در پاسخ به سوالی درباره بازداشتگاه کهریزک نیز گفت: مسوولان ارشد ناجا نقشی در مشکلات ایجاد شده در این بازداشتگاه نداشتند و یک مسوول حفاظتی و نظارتی که باید تخلفات را گزارش میکرد، به همراه مسوول اردوگاه برکنار و بازداشت شده است.
وی با اشاره به این که این اتفاقات در سازمانی افتاده که بنده مسوول آن هستم، گفت: قصد ندارم از زیر بار مسوولیتی که دارم، شانه خالی کنم اما از همان ابتدا تاکید کردم که دانشجویان
نباید به این بازداشتگاه رفته و افرادی که به این بازداشتگاه میروند، نباید در کنار اراذل و اوباش نگهداری شوند. اما در عین حال افرادی که به این بازداشتگاه فرستاده شدند، با احکام دادسرا به این محل اعزام شدهاند. از سوی دیگر به دلیل کمبود جا نتوانسته بودند آنها را در محلهای دیگری نگهداری کنند که به نظر بنده این کار به هیچ عنوان صحیح نبوده است.
فرمانده نیروی انتظامی افزود: در این پرونده سه ماموری که به صورت خودسرانه نسبت به تنبیه بدنی شدید تعدادی از بازداشت شدگان اقدام کرده بودند، بازداشت شده و افرادی که توسط این ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند، میتوانند شکایت کنند.
وی درباره مرگ تعدادی از بازداشتشدگان در کهریزک با بیان این که هیچیک از فوتشدگان بر اثر ضرب و شتم فوت نکردهاند، گفت: این که منشا بیماری و ویروس منتشر شده، از خود محل بوده و یا آن که از خارج از آنجا منتقل شده، هم اکنون توسط پزشکی قانونی در حال بررسی است.
نظر دو تن از نمایندگان مجلس:
کاتوزیان:مسئول قتلهای کهریزک،فرمانده ناجا
حمیدرضا کاتوزیان نماینده مجلس با اعلام اینکه شخص فرمانده پلیس، مسئول «قتلهای صورت گرفته در کهریزک» است، گفت که فرماندهان این نیرو از ارائه اطلاعات درباره متخلفان این بازداشتگاه خودداری میکنند.
ناجا اعلام کرده است که چند افسر «متخلف» این بازداشتگاه که «خودسرانه» بازداشتشدگان را «تنبیه بدنی» میکردهاند را از مقام خود عزل و تحویل مقامهای قضایی داده است.
هویت هیچیک از این ماموران متخلف اعلام نشده است و آنطور که آقای کاتوزیان امروز یکشنبه به خبرنگاران گفته، نمایندگان از توضیحات فرماندهان پلیس در این خصوص «قانع» نشدهاند.
خبرگزاری مهر به نقل از این نماینده مجلس و عضو کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشتشدگان، گزارش کرده که در بازداشتگاه کهریزک، «قتلهایی» صورت گرفته که در نتیجه ضرب و شتمها رخ داده و منجر به از بین رفتن جوانان این کشور شده است.
اظهارات این نماینده مجلس در شرایطی ایراد میشود که اسماعیل احمدیمقدم فرمانده پلیس، امروز یکشنبه اعلام کرد که جانباختگان اخیر در کهریزک بر اثر ابتلا به «ویروس» جان خود را از دست دادهاند نه «ضرب و شتم».
احمدیمقدم افزوده است که هیچیک از فرماندهان پلیس در جریان «تخلفات» صورت گرفته در این بازداشتگاه نبودهاند، اما آقای کاتوزیان میگوید: «گزارشهای (کهریزک) به طور مرتب و روزانه به فرماندهی ارائه میشده و خیلی بعید است که فرمانده ناجا از این مسایل بیخبر بوده باشد.»
به گفته این نماینده مجلس، شیوه برخوردی که فرماندهان پلیس در این خصوص اتخاذ کردهاند، نوعی «دهنکجی به مردم و خلاف منویات و نظرات» آیتالله خامنهای است.
کاتوزیان ادامه داد که «جنایت یا اقداماتی که منجر به جنایت و قتل شده، در کهریزک انجام گرفته است و باید مطابق با قوانین کشور با این موضوع رفتار کرد.»
او اظهار داشت که عبدالحسین روحلامینی، پدر محسن روحالامینی خواستار «قصاص» کسانی شده است که در قتل فرزندش نقش داشتهاند.
محسن روحالامینی ۱۸ تیرماه در تهران دستگیر شد و دو هفته بعد در حالی که بر روی جسدش آثار شکنجه دیده میشد، برای خاکسپاری تحویل خانوادهاش شد.
ازداشتگاه کهریزک چندی پیش به دستور رهبری تعطیل شد.در این بازداشتگاه گروهی از «اراذل و اوباش» و مجرمان مرتبط با «مواد مخدر» نگهداری میشدند که در جریان حوادث اخیر به محل نگهداری جمعی از بازداشتشدگان تبدیل شده بود.
علی مطهری:
*خاطیان کهریزک باید معرفی و محاکمه شوند
*عملکرد کمیته ویژه مجلس برای بررسی وضعیت بازداشتشدگان ضعیف بوده است
به راستی در جایی که تا این حد اختلاف نظر بین مسئولین وجود دارد و هر کس ساز خود را می زند و نکته اسفبار اینکه نتیجه این تفاوت ها اینست که قطعا یک طرف دروغ می گوید تکلیف این خون های به ناحق ریخته شده چه می شود؟
به این نکته هم توجه کنید که تمام این حرف ها مربوط به یک طرف است یعنی اصول گرایان! و طرف مقابل کلا سکوت کرده است.
شاید آنها هم می ترسند اگر یک کلمه حرفی بزنند فورا به اسراییلی و امریکایی بودن متهم شوند، چیزی که این روزها در بیان رییس جمهور و عده ای از افراد منتسب به وی به وفور مشاهده می شود ولی خطاب من و فکر می کنم جمع زیادی از ملت ایران به این دسته از نمایندگان به اصطلاح طیف اصلاح طلب اینست که فراموش نکنید شما هم برای دفاع از حقوق این مردم قسم خورده اید و سکوت این روزهای شما به هیچ وجه قابل توجیه نیست.
اتفاقا عده ای سعیشان بر اینست که با این انگ ها هر نفس مخالف خود را ببرند ولی فراموش نکنید همه در یک کشتی نشسته ایم و سوراخ شدن قسمتی از آن یعنی غرق شدن همه!
نظرات () سفید امروز
انتظار فرج
هرکس که بودن در شمار یاران قائم او را شادمان سازد، باید به انتظار باشد و باید با پرهیزگاری و اخلاق نیکو رفتار کند. پس اگر اجلش فرا رسد و امام قائم علیه السلام پس از درگذشت او قیام کند، بهره او از پاداش برابر پاداش کسی است که آن حضرت را درک کرده باشد. پس بکوشید و منتظر باشید. گوارا باد شما را ای گروه بخشوده.
امام صادق(ع)

ای پــــادشه خــوبــان داد از غـــم تنــهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
نیمه شعبان فرخنده میلاد مسعود قطب عالم امکان ، منجی عالم بشریت ، خاتم الاوصیاء ، قائم آل محمد ، بقیة الله الاعظم حضرت ولی عصر ( عج ) را به حضور تمامی مسلمین جهان ، منتظران و شیفتگان عدالت صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
قیصر امینپور
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم میپرد نشانه چیست
شنیدهام که میآید کسی به مهمانی
کسی که سبزتر از هزار بار بهار
کسی شگفت کسی آن چنان که میدانی
* مشفق کاشانی
مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز
چشم در راه تو صاحبنظرانند هنوز
لالهها، شعلهکش از سینه داغند به دشت
در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز
از سراپرده غیبت، خبری باز فرست
که خبریافتگان، بیخبرانند هنوز
رهروان، در سفر بادیه حیران تواند
با تو آن عهد که بستند، برآنند هنوز
ذرهها در طلب طلعت رویت با مهر
همعنان تاخته چون نوسفرانند هنوز
طاقت از دست شد ای مردمک دیده! دمی
پرده بگشای که مردم نگرانند هنوز
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر...
آنچه را که هزاران سال است بشر در آرزویش نشسته، هزاران هزار دل در انتظارش لحظه شماری کرده، پدران به فرزندان نویدش را دادهاند، مادران قصه اش را بر کودکان خواندهاند و گلهای گریبان دریده باغ در غیرتش، شمعها بسی اشکها در فراقش ریختند و بلبلان غزلها به وصفش سرودند و پروانگان در آتش هجرانش به خاکستر نشستند و عاشقان آستین به خون دیده شستند هر نامه را که میگشودند سخن از او میگفت و هر که میرسید سراغ از او میجست، پیام آوری نبود که مژده وصلش را نمیداد و در کنار راهش به انتظارش نمینشست، آدم به عشقش ترک جنان کرد و نوح از هجرش دل به طوفان سپرد، از سوز جدائیش خلیل تن به آتش داد و طرهای از زلفش هوش از سر موسی برد.
نفخهای از دمش شور عشق به قلب عیسی افکند و بیتاب ظهورش نمود. آری همه جا و همیشه سخن از او بوده، شیعه به انتظارش گریبان دریده و عیسوی چشم به راهش دوخته، کلیمی نیز به آمدنش لحظه شمرده است، همه و همه میگویند خواهد آمد آنکه جهان را مالامال از عدل میکند و خواهد آمد آنکه صلح به ارمغان میآورد؛ صلحی فراگیر از قلهها تا قعر دریاها؛ کران تا کران را پر خواهد کرد، صحرا و دشت به عطرش رشک فردوس میشوند و شور در دل ابرها میافکند و زمین مستانه آنچه دارد بر طبق اخلاص میریزد.
صلحی که از گلها به دلها نفوذ میکند، صلحی که دل سنگها را نرم کرده، سنگدلان را ذوب میکند، اینها همه امید و آمال بشر بوده و هست، اینها همه وعدهای است که پبامبران گذشته دادهاند، و اینها نویدهای جانبخش امامانی است که انسانها را به آیندهای زیبا امید میبخشند. بشنوید از حضرت امیر المومنین (علیه السلام) که از آن دوران چگونه یاد میکنند: آنگاه که قائم ما قیام میکند آسمان قطرههایش را نازل میکند و زمین گیاهانش را بیرون میریزد.
این سخن اشاره به آن دارد که قبل از قیام آن بزرگوار آسمان از بارش قطراتش دریغ میکند و زمین از بیرون ریختن برکاتش بخل میورزد و اگر چه نزول برکات از آسمان و زمین به خاطر قدوم مسعود آن ولی الله الأعظم است الا اینکه مردم نیز دست از کردار سابق خود برمی دارند و فرامین حضرت را به جان قبول میکنند، در نتیجه صلح و آرامش روی زمین سایه میافکند، و او نیز برکاتش را از مردم دریغ نمیکند و آسمان نیز رحمتش را نازل مینماید، و روایاتی بر این مضمون هست که گناه و معصیت موجب حبس برکات میگردد.
حضرت امیر المومنین (علیه السلام) در دعای کمیل به این مهم اشاره میفرمایند و باب رحمت الهی را پیش روی بندگان گنهکار میگشایند و راه و رسم توبه را اینگونه تعلیم میکنند:پروردگارا ؛ ببخش بر من گناهانی که عذاب را نازل میکند، پروردگارا ؛ ببخش بر من گناهانی که نعمتها را تغییر میدهد، پروردگارا؛ ببخش بر من گناهانی که دعا را حبس میکند، پروردگارا؛ ببخش بر من گناهانی که بلا را نازل میکند.
پس بعضی گناهان موجب نزول بلا و عذاب، و بعضی موجب از بین رفتن نعمتهای الهی و حبس دعاها میگردند، در نهایت آن زمانی که تمام زمین از انواع گناه مالامال شده؛ هر گناهی اثر خود را میگذارد و به همین جهت زمین از خارج نمودن برکت خود امتناع میورزد و آسمان نیز از بارش رحمتش دریغ میکند، اما وقتی که زمین از لوث گناهان پاک گردید و گناهکاران اصلاح شدند و آنچه مانع برکات بوده برداشته شد؛ زمین و آسمان رحمت خود را نازل میکند و گوئی دوران صلح زمین با زمینیان فرا میرسد.
در ضمن وبلاگم یکساله شد. دقیقا یکسال پیش در شب میلاد مولایم حضرت مهدی(عج) این وبلاگ را آغاز کردم.
نظرات ()سفید امروز
تعریف و تحسین مردم
قَالَ عَلیّ بن اْلحُسَین علیه السلام:
کَمْ مِنْ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ وَ کَمْ مِنْ مَغْرُورٍ بِحُسْنِ السِّتْرِ
عَلَیْهِ وَ کَمْ مِنْ مُسْتَدْرِجٍ بِالْاِحْسَانِ اِلَیهِ.
امام سجاد علیه السلام فرمود:
چه بسا افرادی که فریفته تعریف ها و تمجید های مردم می شوند.
چه بسا افرادی که از پرده پوشی خداوند نسبت به خود مغرور می شوند.
چه بسا افرادی که در اثر نعمت ها و احسان الهی غافلگیر و دچار استدراج می شوند.
خاکستری امروز
پیام یک غیبت / سرمقاله آفتاب یزد
غـیـبـت تـعـدادی از چهرههای سـرشـناس به ویژه آیت الله اکبر هاشمی رفـسـنـجـانی در جلسه تنفیذ ریاست جـمـهـوری مـحـمـود احـمـدی نـژاد، مــوضــوعــی نیسـت کـه بتـوان آن را کم اهمیت دانست. حتی تعدادی از نمایندگان مجلس که تلاش کردهاند خود را نسبت به این «غیبت» بیتفاوت نشان دهند، در اظهارنظرهای خود از کلماتی استفاده کردهاند که عصبانیت آنها را به نمایش میگذارد و مشخص میکند این غیبت، بسیار مهم است. خودداری کسانی مانند رفسنجانی از حضور در مراسم رسمی، ضمن بازتابهای کوتاه مدت در داخل و خارج، پیامهای مهمی برای آینده دارد. عدم برخورداری دولت آینده از برخی همراهیها در فرصتها و تهدیدها، یکی از این پیامهاست، این در حالی است که در هفتههای اخیر، بسیاری از اصولگرایان به حساسیت شرایط کشور اشاره کردهاند و با همین ادعا خواستار برخی چشمپوشیها نسبت به حقوق واقعی یا احتمالی افراد شدهاند. این توصیهها، هم بر زبان امام جمعه موقت قم -که خود از منتقدان برخی مسائل میباشد- جاری شد و هم توسط تعدادی از نمایندگان مجلس. بسیاری از این توصیهها، به نحوی اکبر هاشمی رفسنجانی را مورد خطاب قرار میداد اما یک اطلاعیه منتسب به نمایندگان مجلس خبرگان- که هنوز تعداد دقیق امضاکنندگان آن مشخص نیست- به صورت صریح، خواستار مساعدت رفسنجانی برای عبور از شرایط فعلی شد. البته این اطلاعیه و سایر اظهارنظرهایی که در این مورد بیان شد بر ریشه برخی دلخوریها، قهرها و کنارهگیریها اشاره نداشت. بسیاری از اظهارنظرهای اخیر، رفسنجانی و سایر منتقدان را به خویشتنداری نسبت به تضییع حقوق احتمالی دعوت میکرد و در بعضی از بیانیهها و اظهارات تریبونی با یادآوری دشمنیهای بیرونی و حساسیتهای داخلی، از او خواسته میشد که برای کاهش هزینهها، با جریان حاکم همراهی نماید. اما هیچیک از کسانی که با ادعای حفظ نظام، گذشت رفسنجانی و سایر منتقدان از حقوق خود را خواستار شدند، به احمدی نژاد- که اظهارات و اقدامات او، ریشه بسیاری از دلخوریهاست- تـوصـیهای نداشتند. البته برای بسیاری از سیاستمداران، مشخص بود که احمدی نژاد حاضر به عقب نشینی از مواضع خود نیست. او در ایام پس از 22 خرداد، حداقل دو بار این ویژگی خود را به نمایش گذاشت که هر دو مورد، مرتبط با دیدگاههای رهبری بود. یک هفته پس از آنکه وزارت کشور و رسانه موسوم به ملی، با دستپاچگی و قبل از قطعیت نتایج انتخابات احمدی نژاد را به عنوان کاندیدای پیروز معرفی کردند او در محل دانشگاه تهران به صورت مستقیم اظهارات رهبری را شنید که بخشی از آن در خصوص »ادعای احمدی نژاد علیه رفسنجانی« و نیز زیر سوال بردن گذشته سی ساله نظام بود. کسانی که احمدی نژاد را به خوبی نمیشناختند تصور میکردند او با واکنش به موقع در برابر این اظهارات، بخشی از خطای تبلیغاتی خود را جبران خواهد کرد تا هم ادعاهای تبعیت بیچون و چرا از رهبری در عمل ثابت شود و هم زمینه رفع بعضی اختلافات، فراهم گردد. اما این اتفاق نیفتاد. در فاصله کوتاهی از این ماجرا دستور رهبری در خصوص لغو حکم معاون اول رئیس جمهور، یک هفته به صورت بلا اقدام باقی ماند تا بار دیگر بر همگان آشکار شود» احمدینژاد علاقه زیادی دارد که حتیالامکان از مواضع خود عقبنشینی نکند؛ حتی اگر بر اشتباه بودن این مواضع، اجماع نسبی در خارج از حلقه مشاوران احمدی نژاد وجود داشته باشد.« در این میان، هاشمی رفسنجانی مانند بسیاری از مقاطع دیگر، هوشمندی خود را به نمایش گذاشت تا این خصلت رئیس دولت دهم را برای همگان آشکار سازد. سه روز قبل از مراسم تنفیذ، یکی از نزدیکترین یاران رفسنجانی در گفتگو با یکی از روزنامهها احتمال حضور رفسنجانی در مراسم تنفیذ را اعلام کرد اما این حضور را به اصلاح مواضع احمدینژاد نسبت به رفسنجانی مشروط نمود. قاعدتاً رفسنجانی و یار نزدیک او به خوبی میدانستند که علیرغم دیدگاه صریح ابراز شده توسط رهبری، احمدینژاد حاضر نخواهد شد از موضع خود عقبنشینی کند ولذا به نظر میرسد خبررسانی از حضور مشروط رفسنجانی و مـراسم تـنـفیذ، تنها با این هدف صورت گرفته است که مشخص شود مطابق استانداردهای جدید اصولگرایی، توصیه به همراهی و همکاری، تنها بایستی توسط رقبا و منتقدان احمدینژاد مورد توجه قرار گیرد و رئیس دولت در این زمینه، وظیفهای برای خود قائل نیست!
مراسم تنفیذ، دیروز برگزار شد و احمدینژاد تا روزی که رئیس دولت باشد نیازی به تکرار چنین مراسمی ندارد ضمن آنکه مراسم روز گذشته، آخرین مراسمی بود که رئیس دولت دهم در آن به عنوان »تنفیذ شونده« حضور دارد. اما او تا پایان دوره دولت دهم، مسئولیت اجرایی کشور را به عهده دارد و این نگرانی، بسیاری از افراد را آزار خواهد داد که ا گر او بر این خصلت نه چندان پسندیده، پافشاری کند سرنوشت تعامل او با شرکای حکومتی خویش چگونه خواهد بود؟ بیاعتنایی یاران ویژه احمدینژادبه غیبت هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی، محمد خاتمی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی، حسن روحانی، ناطق نوری و... در مراسم تنفیذ ، چیزی از اهمیت این غیبت نمیکاهد اما این مسئله میتواند بعد از مدتی فراموش شود. در حالی که اصرار رئیس دولت بر تداوم روشهایی که موجب این دلخوریها شد و در چهار سال گذشته، گاه فریاد و گاه طعنهزنی شرکای حکومتی او در مجلس و سایر نهادها را برانگیخت، موضوعی نیست که بتوان تاثیر آن بر سرنوشت آتی کشور را نادیده گرفت. پس کسانی که با ادعای دلسوزی برای نظام، رفسنجانی، موسوی، خاتمی و... را به گذشت از برخی حقوق خود تشویق میکردند اکنون وظیفه دارند توصیههای خود را با قدرت و قوت متوجه دست اندرکاران دولت دهم نمایند و اصلاح برخی خصلتها و رفتارهای آنان را خواستار شوند.
سیاه امروز
شش اشتباه اخیر احمدی نژاد
سایت الف اشتباهات اخیر ریس جمهور را برشمرد.
این سایت نوشت:
اشتباه اول آقای احمدی نژاد این بود که بر فرض درستی اعتقاد ایشان به شایستگی و توانایی های آقای مشایی، می بایست فضای فکری مناسبی را در سطح جامعه و نخبگان بویژه روحانیت برای این تصمیم آماده می نمود ودر صورت موفقیت در ایجاد چنین شرایطی، نامبرده را به این سمت منصوب می کرد. ظاهراً تصور ایشان چنین بوده که منتقدان در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته و اعتراضات پس از مدتی خاموش خواهد شد. این می تواند حاکی از عدم شناخت کافی و کامل از افکار و انتظارات جامعه از سوی ایشان باشد.
دومین اشتباه آقای رئیس جمهور این بود که پس از اعلام خبر انتصاب معاون اولی آقای مشایی در ٢۶ تیرماه در مشهد و دریافت نامه دستور ملغی نمودن این انتصاب در٢٧ تیرماه از سوی رهبرانقلاب که طبق ماده قانونی مورد اشاره خود آقای احمدی نژاد لازم الاجرا می بود تاخیر نمود واین حکم در تاریخ دوم مرداد اجرا گردید. این تاخیر یک هفته ای با توجه به اطلاع همگان از وجود چنین نامه و مضمون آن، نه تنها در بهبود موقعیت آقای مشایی در افکار عموم و خواص جامعه تاثیر نداشت بلکه موجب ضعیف جلوه نمودن رابطه مستحکم رهبری و رئیس جمهور و بروز گمان های منفی نسبت به ایشان نیز گردید.
سومین اشتباه آقای احمدی نژاد این بود که به مفاد این دستور عیناً عمل ننمود. در دستور آمده که حکم ملغی شود در حالیکه آقای مشایی پس از علنی شدن نامه رهبری استعفا نمود و آقای احمدی نزاد با این استعفا موافقت کرد. در اینصورت حکم ملغی نشده است بلکه به استعفا پاسخ داده شده و اگر چه نتیجه در هر حال یکی است ولی شیوه اجرا کاملاً منظور متفاوتی را بیان می کند.
چهارمین اشتباه آقای احمدی نژاد لحن و ادبیات سرد و رسمی بکار گرفته درپاسخ به نامه رهبری است به خصوص پس از نامه پذیرش استعفای آقای مشایی که همراه با تکریم ها و تجلیل ها و اظهار تاسف هاست. چنین لحنی نیزبه نوعی تعمد در اظهار نارضایتی و ناراحتی ایشان از لغو حکم انتصاب است.
پنجمین اشتباه اقای رئیس جمهورانتصاب فوری آقای مشایی به ریاست دفتر نهاد ریاست جمهوری بود. این انتصاب با مضمون مصلحت اندیشی مورد سفارش در نامه رهبری هم خوانی نداشت و ایشان را بی توجه به آن مطلب نشان می دهد هر چند مقام پایین تری را به ایشان واگذار می کند اما همچنان او را در یک موقعیت کلیدی حفظ می کند.
اما ششمین اشتباه آقای احمدی نژاد برکناری وزیر یا وزرایی از کابینه پس از این تحول ودرست چند روز مانده به پایان دوره دولت نهم بود. این اشتباه بزرگ چند پیامد بسیار مهم در پیش رو داشت :
١) نشان می داد عصبانیت آقای احمدی نژاد از این واقعه جدی است طوریکه ایشان بدنبال اولین موقعیتی است تاعصبانیت خود را علنی و اعلام کند و این با عزل وزرایی که ظاهراً با موضوع آن انتصاب اظهار مخالفت داشتند بهتر عملی می گشت. در حالیکه ایشان باید عصبانیت خود را فرو می خورد واز انجام حکمی که به مصلحت ایشان و کشور بود اینچنین ناراحت نمی شد.
٢) وزیر یا وزرایی را مورد قهر و غضب قرار می دهد که در انتصاب آنها در تمام ادوار گذشته و دولت ها بدلیل اهمیت جایگاه آنان هماهنگی کاملی با نهاد رهبری وجود داشته است و این نیزپیامی خوشایند به استحکام روابط و تعاملات بین این دو نهاد نمی توانست باشد.
٣) در شرائط حساس کنونی و نقش تعیین کننده وزارت اطلاعات، عزل غافلگیرانۀ وزیر می تواند وضعیت نامطلوبی برمدیریت این نهاد و امور جاری آن به جای گذارد و این اقدام به هیچ وجه با درایت ومصلحت کشورداری سازگار نبود.
۴) این اقدام آنقدر شتابزده و فوری انجام گرفت که به پیامد آن یعنی عبور کابینه از حد نصاب و غیرقانونی شدن جلسات هیئت دولت تا پس از رای اعتماد و مشکلات عدیده حاصل شده پس از آن توجهی نشده بود. طبق اعلام خبرگزاری ها عزل دو وزیر اطلاعات و ارشاد به آنها ابلاغ و این خبر باضافه معرفی جانشینان آن دو از طریق پخش پیامک نهاد ریاست جمهوری اعلام گردیده بود. اما با واکنش سریعی که از طریق نمایندگان مجلس در خصوص حد نصاب کابینه طرح شد عزل وزیر ارشاد منتفی اعلام شد. عصبانیت و شتابزدگی بخصوص در اشتباه اخیر بوضوح چهره ای بسیار شکننده و غیر قابل پیش بینی از ریئس جمهور ترسیم نمود. چهرهای که در برخی تصمیمات و رفتارهای گذشته ایشان نیز تا حدی احساس می شد.
سلسله اشتباهات یاد شده که با عزل وزیر اطلاعات تائید و تکمیل شد متاسفانه اثرات ناخوشایندی را در حرکت اجرایی کشور با سکانداری آقای احمدینژاد در آستانه آغاز دوره چهارساله دوم بوجود آورده است. نقش محوری ریاست جمهوری در برقراری تعامل بین نهادهای رهبری و تقنینی از یکسو و بدنه نظام اجرایی کشور از سوی دیگر ضرورت همکاری نزدیک و اعتماد و احترام متقابل را ایجاب می کند. بویژه در تعامل منحصربفرد نهاد رهبری و ریاست جمهوری، استحکام این اعتماد و همکاری بسیار خطیر است. حمایت های آشکار و پنهان رهبری از دولتها چه در دوره امام خمینی و چه در دوران آیتالله خامنهای بهخصوص در چهار سال گذشته در پیشبرد امور دولت و هموار نمودن مشکلات آن تعیین کننده بوده است. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ولی فقیه یک مقام تشریفاتی نیست که تنها از حمایتهای معنوی و سیاسی او بهرمند شده و با تکریم و احترام یاد شود بلکه مقامی است مسئول، که نقش رهبری و راهبردی نظام و مصلحتاندیشی را بهویژه در مواقع خطیر به عهده دارد و در هنگامه تعارض با نظرات دیگران نظر او فصلالخطاب و نافذ خواهد بود.
از سوی دیگر وقتی رئیسجمهور با وزرایی که چهارسال همراه و همکار او بودهاند در واپسن روزهای کاری با چنین شیوهای برخورد مینماید فارغ از جنبههای منفی و غیر اخلاقی این نحوه از برخورد، مسلماً دایره افراد توانمندی که در دولت آینده حاضر به پذیرش مسئولیتها شوند کوچکتر و کوچکتر خواهد شد و این مطلب احتمال تصدی موقعیتهای مهم به دست افراد نالایق و بله قربانگو را بیشتر کرده نتیجهای جز کاهش کارآمدی دولت و زیان ملت و کشور نخواهد داشت. افزون بر این، شتابزدگی درتصمیمات، امنیت و آرامش روانی حاکم بر کل مجموعه نظام اداری را مورد تهدید و خطر جدی قرار میدهد و آثار نامطلوبی بر وضعیت کشور و مردم خواهد داشت.
این اشتباهات همچنین طمع دشمنان انقلاب و کشور را در کشف نقاط ضربهپذیری نظام آسان نموده به آنها در طرحریزی برنامههایی که در بستر این نقاط ضعف بتوانند به کشور و انقلاب لطمه وارد سازد یاری میکند.
من از خار سر دیوار دانستم که ناکس، کس نمی گردد از این بالا نشینی ها
نظرات ()
سفید امروز
شخصی خدمت رسول خدا رسید و سوال کرد:
یا رسول الله ، آیا انسان مومن دزدی می کند؟ رسول خدا فرمود: ممکن است انسان مومنی چنین کاری بکند.
مجددا عرضه داشت ممکن است مومن زنا بکند.
فرمود: ممکن است.
سپس سوال کرد ممکن است مومنی دروغ بگوید؟
رسولخدا فرمود: لاوالله! لاوالله! لا والله!
سیاه امروز
دروغگویی تا کی؟
حتما خبرها را شنیده اید . احمدی نژاد 4 تن از وزرای کابینه اش را بر کنار کرد. اولین بار این خبر را دیروز ساعت 18 از اخبار شبکه العالم (تلویزیون عربی صدا و سیمای جمهوری اسلامی) شنیدم. جالب این بود که این خبر را به عنوان خبر عاجل یعنی خبر فوری پخش کرد و عنوانش هم این بود:
احمدی نژاد چهار نفر از وزرای کابینه، آقایان صفارهرندی(وزیرارشاد)، محسنی اژه ای(وزیراطلاعات)، باقری لنکرانی(وزیربهداشت) و جهرمی(وزیرکار) را در پی مخالفت با انتصاب رحیم مشایی از کار بر کنار کرد.
همان موقع شبکه خبر را گرفتم اما خبری نبود. به سایت ها مراجعه کردم ، بعضی خبر از بر کناری دو وزیر یعنی صفار و اژه ای داده بودند. بنگاه دروغ پراکنی فارس نیز این خبر را از قول دولت تایید کرده بود.
تا شب صبر کردم و در نهایت اخبار سراسری به نقل از دولت راستگو!!! تنها برکناری محسنی اژه ای را تایید کرد.
اما برای افشای دروغ دولت محترم!!! به این نامه آقای صفار هرندی توجه کنید:
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در پی تکذیب خبر برکناری صفار هرندی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم از سوی معاونت اطلاعرسانی این دولت، محمد حسین صفارهرندی با صدور نامهای به رئیسجمهور از سمت خود استعفا کرده و اعلام کرد که دیگر در این وزارتخانه حضور نخواهد یافت.
متن استعفانامه محمد حسین صفار هرندی به شرح ذیل است:
بسمالله الرحمن الرحیم
جناب آقای رئیسجمهور
با سلام
در پی ابلاغ شفاهی حکم جنابعالی مبنی بر برکناری اینجانب و معرفی سرپرست وزارتخانه که خبر آن روی شبکه ویژه خبری دولت و دیگر سایتهای اطلاعرسانی منعکس شد، خرسند شدم که شانههای ضعیفم از زیر بار مسئولیت سنگین این امانت بزرگ رها شده است، اما گویا محظور از نصاب افتادن دولت، موجب توقف این حکم گردید.
اکنون با تأسف از قضایای اخیر که موجب وهن دولت محترم شد، بیاعتنا به اخبار حاشیهای، ابلاغ نخست را جدی گرفته و خود را فارغ از مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میدانم و از فردا در وزارتخانه حضور نخواهم یافت.
با این همه در برابر این تقدیر که در هشت روز باقیمانده از عمر دولت نهم، از نام و آبروی این بنده کوچک خدا و سرباز ولایت امر، به قدر یک "عدد " بهره گرفته شود، تسلیم و راضیام.
محمد حسین صفار هرندی
منبع: فارس نیوز
حالا خودتان قضاوت کنید.
آقای احمدی نژاد!
چند روزی است که با افشا شدن بعضی و تاکید میکنم فقط بعضی از مسایل پشت پرده دایما در حال رفوزه شدن هستی. واقعا تا کی می خواهی به این افتضاحات ادامه بدهی؟ از خشم خدا و این مردم بترس. این مردم نجیب گرفتاری های اقتصادی را که مسبب اصلی اش بی تدبیری های توست تحمل کردند، از دست دادن جان عزیزانشان را در حوادث بعد از انتخابات تحمل کردند، سقوط پی در پی هواپیماها را که بخاطر بی کفایتی مسئولین است تحمل کردند اما دیگر مخالفت با امر ولایت را تحمل نخواهند کرد.
آیا این درست است که در این وضعیت بحرانی وزیر اطلاعات از کار برکنار شود آنهم بخاطر تذکر به تو برای انجام فرمان رهبری؟
با چه کسی می خواهی مبارزه کنی؟
با رهبری که همین مردم حاضرند جانشان را فدای ایشان کنند؟
با مردمی که با حضور چهل میلیونی خود حماسه آفریدند؟
همین حالا هم دیر شده ولی تا کار از این بدتر نشده برگرد، به جمع مردم برگرد، به فرامین رهبری برگرد، و به جمع نظام برگرد!!!
نظرات ()